سبحانسبحان، تا این لحظه: 12 سال و 1 ماه و 19 روز سن داره

روزهای مادرانه من

سونو آنومالی و تعیین جنسیت ...

1393/1/17 1:56
نویسنده : fatima
1,796 بازدید
اشتراک گذاری

 

 

سلام عزیز دردونه ما ، سلام یکی یه دونه ما 16400000

سلام بهترین هدیه خدا 15400000

سلام شادی ِ خونه ی ما05600000

سلام ثمره عشق ِ من و بابای مهربونت 00800000

خوبی عزیزکم ؟ ... ゜*.ピンク.*゜ のデコメ絵文字

آره خوبی ، دیدم که خوبی ... دیدم و کلــــــــــــــــــــــــــــــی لذت بردم از دیدنت ...

 

شیرینترین لحظات زندگی این روزام تو مطب سونوگرافی میگذره ، اون لحظاتی که میبینمت ، صدای قلبت

رو میشنوم و از سلامتت مطمئن میشم ...

اون لحظات غرق شادی ام ؛

شادی ای که تا حالا تجربه نکرده بودم ... یه شادی وصف نشدنی...  http://up.patoghu.com/images/buute26miey2ouc7n1yu.gif

 

یه شادی از جنس خدا ، از جنس آسمون http://up.patoghu.com/images/39hnrrgibufn1qdyx37o.gif

 

از جنس پاکی ، از جنس تو ... totalgifs.com woopies gif gif 005.gif

 

totalgifs.com gravidas gif gif ccmpreg2f.gif

تو این لحظات  احساس میکنم بیشتر از هر وقت دیگه ای باید خدا رو شکر کنم ...

پس خدا رو کرور کرور شکر به خاطر مادر شدنم ،

به خاطر داشتن فرزندی سالم ،

به خاطرداشتن تو ...

 

 

 

 

 

امروز 16 فروردین 1393 ، ساعت 6 عصر نوبت سونو داشتم ...

سومین سونوی بارداری ... سونو آنومالی و تعیین جنسیت ...

ساعت یه ربع به 6 مطب بودیم ، اما کلی منتظر نشستیم تا بالاخره حدودای 8 نوبتمون شد زبانکده محصل

دقیقا قیافه ام تو اون لحظه همین شکلی بود ، از بس خسته شده بودم و کلافه !!!

 

خلاصه بالاخره رفتیم داخل ، به آقای دکتر مهربون و خوش اخلاق سلام کردیم و بعد مامان دراز کشید رو تخت و آماده شد تا ببینیمِت ... totalgifs.com flores-pequenas gif gif girl-and-flower.gif

 

آقای دکتر مثل همیشه پر از انرژی و با حوصله و روی باز کارش رو شروع کرد ...

اول از همه شکم قلمبه و خوشگلت رو دیدیم و صدای قشنگِ قلبت رو شنیدیم  http://www.sheklakveblag.blogfa.com پريسا دنياي شكلك ها

بعد هم آقای دکتر سرت رو نشونمون داد و چشمای نازت رو ... котенок

الهی هیچ وقت اشک مهمون چشمات نشه مگر اینکه از شادی باشه ноткибанталенький цветокбабочкицветокpixel artрадуга

 

بعدش هم پاهای کشیده و خوشگلت رو نشونمون داد و بعد هم گفت که شما یه شازده پسری ...

 

59595959 59

 

boy stork clipart graphics

 

بله ، خدا به ما یه شاهزاده بخشیده ...

یه پسر ِ تابستونی ...

یه پسر از نسل آفتاب ...   

من ، دختر زمستونم ، عروس پاییز و مامان ِ تابستون ... شکر!

 

میدونی پسرکم ، با اینکه من نی نی دخمل خیلی دوست داشتم اما امروز با تمام وجودم احساس کردم یه تار موی پسرکم رو با یه دنیا دخمل ناز و خوشگل عوض نمیکنم ... زبانکده محصل

نمیتونم بگم چقـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدر عاشقتم پرنس ِ من

حتی بیشتر از قبل ...

و احساس میکنم که این علاقه هر روز و هرساعت و هر لحظه بیشتر و بیشتر هم میشه ...

 

داشتم میگفتم !

بعدش آقای دکتر کف پاهای کوچولوت رو نشونمون داد ... اینقدر خوشگل بود که نگو ...

قشنگ کف پات رو دیدم با 5تا انگشت کوچولو و خوردنی

بابا جونت همه ی اینارو فیلم گرفته ، دستش درد نکنه totalgifs.com flores-pequenas gif gif spring-hat.gif

 

از آقای دکتر پرسیدم بیداره ؟ دکتر گفت تکون که نمیخوره ، فکر کنم خوابه ... که همون موقع دست کوچولوت رو برامون تکون دادی دکتر گفت گفتیم خوابه بهش برخورد برات دست تکون داد که بگه من بیدارم Hello ... الهی فدای دست و پای عروسکیت بشم مامانم زبانکده محصل

 

بعد آقای دکتر تعداد انگشتهای دست و پات رو یکی یکی شمرد برامون ...

کلیه ها و قلبت رو چک کرد ...

میزان مایع آمنیوتیک و بند ناف و جفت رو کنترل کرد ... که خدا رو شکر جفتم رفته بالا

 

خلاصه که همه چیزت رو چک کرد و گفت شازده پسر 307 گرمیتون سالمه سالمه ...

خدایا هزار هزار بار شکرت ...

 

عکس های سونوی این بارت خیلی واضح نیست اما با این حال وقتی اسکن بشه میزارمش تو همین پست برات ، پسر عزیز دردونه ی مـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــآ спящий медвежонок

 راستی طبق این سونو سن حاملگی 19 هفته و 4 روزه (4روز جلوتره) زبانکده محصل

 

در ضمن ایشااله به زودی با یه اسم خوشگل صدات میکنیم اما این اسم فعلا یه راز میمونه و به کسی نمیگیم تا روزی که خودت بیای ... چشمک

 

یادت نره که من و بابا بیشتر از زمین و آسمونها دوست داریم و

چشم انتظار در آغوش کشیدنت هستیم...

 

  جدا کننده متن, جدا کننده متن جدید, جدا کننده متن زیبا, انواع جدا کننده متن, عکس جدا کننده متن

 

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (2)

مامان خانمی
17 فروردین 93 11:07
سلام فاطیما جون ما هم خوشحالیم که شما خوشحالی و همه چی روبراهه
fatima
پاسخ
مامان خانمی
17 فروردین 93 11:35
سلام فاطیما جون راستش ما یک ماه بعد از دنیا اومدن محمدسجاد اسباب کشی داریم گفتم سر خونه جدید رفتم براش تخت و کمد بگیرم که مجبور نباشم همش از اینجا به اونجا بکشمشون ایشالله تو خونه جدید اتاقشو چیدم حتما عکسشو میزارم
fatima
پاسخ
به سلامتی انشاالله